تبليغاتX
~meaning4retrieval~
~~~ وبلاگ حاضر به بحثهایی در حوزه موضوعیت، معناشناسی، واژگان و تاثیر آنها بر بازیابی می پردازد ~~~

درخت، زور تن باد را آشکار می کند؛ .... و موج، سرشت معنوی ماه را...

 Nodes of Topicality

 ....  آنچه مسلم است اين است كه به هر مدرك زماني "در موضوع" اطلاق مي شود كه ظرفيت موضوعي لازم را براي پاسخگويي به نياز اطلاعاتي كاربر داشته باشد. اين نكته پيوند عميقي با موضوعيت كاربر كه يورلند و اينگورسن به آن قائلند دارد. پذيره زيربنايي اين رويكرد به مساله موضوع و موضوعيت درواقع توجه به ربط است. چراكه ربط واقعي تنها در پيوند با كاربر معنا پيدا مي كند. نبايستي فراموش كرد كه تقريباً هميشه فاصله اي خصوصا از نوع كاربردي  ميان نياز كاربر و آنچه بازيابي مي شود وجود دارد و در نهايت اين كاربر است كه اين فاصله را با استفاده از پيش داشته هاي ذهني خود، مدارك بازيابي شده، منطق و استدلال و البته نظام ارزشي خود پر مي كند.

در همين راستا ويلسون معتقد است كاربران همواره در پي سازگار كردن خود با مدارك بازيابي شده به صورت كاربردي هستند. مساله در موضوع بودن براي آنها اهميت دارد ولي تا آنجا كه بتوانند مدارك نسبتا مرتبط را شناسايي كنند آنها زماني مدرك بازيابي شده را مربوط  خواهند دانست كه بتوانند از محتوا، استنادها، ساختار، روش، منطق، استدلالها و هر جزء موضوع مندي از آن در پيوند با پيش دانسته هاي خود استفاده كنند. اينجاست كه سنجش ربط از نظرگاه كاربر در واقع تنها معطوف به در موضوع بودن و يا موضوعيت كاربر شده جنبه اي كاملا كاربردي به خود مي گيرد. لذا به تحقيق ارزش واقعي و بالقوه مدارك را نمي توان تنها با استناد به اين روش، كاملا روشن ساخت... نسبيت ... نسبيت و نسبيت به نظر مي رسد بايستي رويكردي منطقي تر و با ثباتتر پيدا كرد.

شايد رويكردهاي جامع نگرتر مانند مطالعات استنادي راهگشاي بهتري براي سنجش ربط مدارك به مضوعات و به عبارت ديگر موضوعيت مدارك باشد. به هر حال اين گونه نگرشها توفيق خود را از نظر سنجش ارزش بالقوه مدارك تا حدودي به اثبات رسانده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/19ساعت 14:11  توسط ارسطوپور  |