|
|
|
|
|
..... اما آیا همیشه می توان یک رابطه مستقیم میان واژه ها و مصداق ها وجود داشته باشد؟؟؟؟؟ برخی بر آن هستند که رابطه میان واژه و مصداق تنها و تنها از طریق و به واسطه ذهن برقرار می شود. بر این مبنا اگدن و ریچاردزدر 1923 مثلث مفهومی را معرفی نمودند.
مشکل اساسی دیدگاه (ب) آن است که شناسایی دقیق مفاهیم مشکل است. همین مشکل بودن است که تشخیص دقیق فکر و یا معنای زیربنایی هرواژه برای هر فرد را در کار بازیابی مشکل و ربط را نسبی می سازد. رویکرد (پ) در واقع توسط لئونارد بلومفیلد ارائه شد. در این نظریه معنا چیزی است که تنها از مطالعه شرایط برقراری ارتباط زبانی استنتاج می شود. در واقع محیط محرک برای برقراری ارتباط است. از این نظرگاه، پاسخ نتیجه حاصل خواهد بود.
مثال: حسن گرسنه است. و یک ساندویچ فروشی می بیند (S) از حسین می خواهد تا برایش یک ساندویچ بخرد (r) (اینجاست که محرک کلامی وارد عمل می شود (s)) که باعث می شود حسین یک ساندویچ بخرد (R) این مثال به روشنی نمودار شماتیک بلومفیلد را تشریح می کند. آنچه از نقاط ضعف این مدل محسوب می شود نیز می تواند حدس زدن دقیق چیستی محرک و پاسخ باشد. در مثال بالا ممکن است حسین ساندویچ را نخرد... چون این سابقه را از حسن در ذهن دارد که حسن پول ساندویچ را به او نخواهد داد!!!! لازم است بازهم پیوند برقرار کنم ... مشکل این مدل برای بازیابی چیست؟؟ بهتر است اینجا هم از یک مثال استفاده کنم کاربر نظام در پی مدرکی در حوزه موضوعی تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در پیوند با کشورهای جهان سوم باشد. در بهترین حالت او این موضوع را به دو مولفه موضوعی "تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات" و نیز "کشورهای جهان سوم" می شکند. تصور کنید چه مطالبی که ممکن است بازیابی شود... اما از این میان یک مدرک دقیقا در ارتباط با موضوع مورد نظر اوست... او آن را می بیند...اما نه تنها مقاله را انتخاب نمی کند بلکه موضوع خود را هم عوض می کند. ... چرا؟؟؟ واضح است چون او به دنبال یک موضوع بکر برای انجام یک پژوهش جدید در این زمینه بوده است. در مبحث بعدی سعی می کنم درباره فضای معنایی صحبت کنم... در نگارش این متن از منبع زیر نیز استفاده شده است: Crystal, David (1987). "Semantics". In the
|
||